لینک باکس حاميان گفتمان انقلاب اسلامي |

۲۷ خرداد ۸۴ وقتی در کمال ناباوری، مردی ساده با شعارهای اصیل انقلاب اسلامی توانست به مرحله دوم انتخابات راه پیدا کند، دیگر بر همگان اثبات شده بود که گفتمانی به وجود آمده است که حرف های زیادی برای گفتن دارد. هیچ حزب سیاسی مهم و سابقه داری از احمدی نژاد حمایت نکرد و این نشان دهنده قدرت بلامنازع گفتمان شکل گرفته در جامعه بود که در سوم تیر این گفتمان در اوج قدرت نمایی خود قرار گرفت و در مقابل هاشمی رفسنجانی که تا آنروز از استوانه های نظام خوانده می شد پیروز شد.
انتخابات نهم غلبه گفتمان مردم گرایانهای بود که می گفت «می توانیم و می شود» بر گفتمان منفعلانهای که نگاهش «نمی توانیم و نمی شود» بود.
به هر روی احمدی نژاد در جایگاه رییس جمهوری قرار گرفت و توانست شعارهای خود را در قالب سفرهای استانی، هدفمندسازی یارانه ها، استقلال هسته ای ایران و ... عملی کند و همین رویکرد عملگرایانه وی، او را با رای 63 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری 88 قاطع ترین رییس جمهور سال های پس از انقلاب ساخت. این پیروزی قاطع سبب شد تا عده ای خود را صاحب آرای مردمی بدانند و گفتمان سوم تیر را مصادره به مطلوب نمایند.

توهم همراهی با احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور مردمی عده ای را آنچنان در برگرفت که از اساس منکر احمدی نژاد و گفتمان عدالت محورش شدند و خود را وارث اول و آخر سوم تیر دانستند گویا کسانی که سوم تیر را به نام خود کرده اند نقش بی بدیل مردم که حامی اصلی این گفتمان بودند را به فراموشی سپرده و از همه بدتر نقش اساسی هدایت الهی که سبب ساز مسخر شدن قلوب مردم شده بود را از یاد برده بودند.
اوج
خودبزرگ بینی و توهم این گروه در انتخابات مجلس نهم نمایان شد تا مدعیان
گفتمان سوم تیر جبهه پایداری انقلاب اسلامی را پدید آورند و با عزمی راسخ
گام بلندی برای تصاحب کرسی های بهارستان نهم بردارند.
جبهه پایداری
انقلاب اسلامی که آرمان های سوم تیر را آزموده شده می پنداشت و رای مردم به
احمدی نژاد را به پای خود نوشته بود پازل انتخابات مجلس را چید تا با
استفاده از آیت الله مصباح یزدی آرای مردم را به سمت خود جذب کند هرچند که
ایشان بارها تاکید کردند لیدر این جریان نیستند اما تصویرشان بر روی برگه
های تبلیغی در دو دوره مجلس نهم و اظهار نظرهای کاندیداهای جبهه پایداری از
طرف ایشان و همچنین حمایت همه جانبه آقای مصباح از این جبهه شائبه رهبری
ایشان بر پایداری را تقویت می کرد.

اعضای جبهه پایداری بر این باور بودند با کوبیدن بر طبل تو خالی جریان موهوم انحرافی باید بکوشند از اضمحلال گفتمانی که باعث قدرت گیری دولت احمدی نژاد شد، جلوگیری به عمل آورند و با همین هدف به زعم خود پا به عرصه رقابت نهادند و در رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی فروگذار نکردند خواه تهمت و افترا به دولت خواه تخریب رقبای انتخاباتیشان.
به هرصورت موسم انتخابات مجلس نهم نیز با تمام فراز و فرودهایش به پایان رسید و این مردم بودند که دست به انتخاب زدند و در این میان جبهه پایداری که خود را پرچمدار گفتمان سوم تیر می نامید با استفاده از نام آقای مصباح در تهران و شهرستان ها نتوانست توجه و اعتماد مردم را آنچنان که باید به سوی خود جلب کند چراکه مردم بهره برداری سیاسی از شعارها را درک می کنند.
ضمن اینکه قسمت عظیمی از آرای مردم در شهرهای کوچک به دو جبهه اصولگرا در سایه رد صلاحیت حامیان نشان دار دولت و احساس مردم مبنی بر نزدیکی این جریانات به پرچمدار اصلی گفتمان انقلاب یعنی محمود احمدی نژاد تصور می شود مدل رای دادن مردم در تهران نشان از بی توجهی مردم این شهر به لیست ها و نگاه به چهره هاست که در دو دوره کاملا مشهود بود.

به گزارش صریح نیوز، جبهه توحید و عدالت در آستانه مرحله دوم نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی، در بیانیه مهمی ضمن تشریح فضای سیاسی کشور، مردم را به حضور پرشور در انتخابات دعوت کرد. مهم ترین بخش های بیانیه به این شرح است:
1ـ عمیقا باور داریم که برای رفع مشکلات کشور باید پیگیری «رویکرد فکری ـ مدیریتی رهبر حکیم انقلاب اسلامی» به عنوان عالمانه ترین راهبرد اداره کشور، اولویت همه نهاد ها و مسئولان کشور باشد و کسانی که سراب افکار و رویکردهای دیگر را دنبال می نمایند، تنها حرکت پرشتاب انقلاب الهی ملت ایران را کند می کنند.
2 ـ مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از مهمترین ارکان کشور که وظیفه خطیر قانونگذاری صحیح را بر عهده دارد، باید برای دسترسی به آرمان های انقلاب تمدن ساز اسلامی، نهادی هم افزا با جریان پر شور مطالبات آرمانی ملت سر افراز ایران باشد و هرگونه انحراف و فاصله از این مطالبات عدالت خواهانه، دور شدن از مجلسی است که باید حقیقتا عصاره فضائل ملت باشد و نه در شعار.
مجلسی که بتواند تصویری روشن و مقبول از نظام جمهوری اسلامی که الگوی حقیقی و تنها امید آزادی خواهان و عدالت طلبان جهان است ارائه نموده و در تراز انقلابی اسلامی باشد که پدید آورنده موج عظیم بیداری اسلامی و انسانی در سراسر جهان است.
3 ـ حضور وصف ناپذیر و دشمن شکن مردم در دور نخست نهمین دوره انتخابات مجلس و انتخاب معنادار آنان، حماسه ای ماندگار بود که بیانگر جهت گیری مطالبات آنان برای ادامه مسیر کشور است. داوری مردم درباره مجلس هشتم که متأسفانه فضای غالب آن در راستای منازعات سیاسی بی حاصل بود، به رویگردانی آنان از اکثر نمایندگان این دوره مجلس منتهی گردید. انتخاب مردم نشان داد، دست رد بر سینه کسانی زده اند که سنگ اندازی بر سر راه خدمات خالصانه دولت خدمتگزار برای آنان مهم تر از ایفای مسئولیت هایشان در رفع مشکلات مردم است و ادامه حیات خویش را در ایجاد درگیری های سیاسی و قدرت طلبانه می بینند.
4 ـ مردم به خوبی می دانند که امتیاز ندادن به باندهای قدرت و ثروت و بازی نکردن در زمین طراحی شده دعواهای ساختگی آنان، مهمترین دلیل برای هجمه های سنگین و تخریب های هفت سال گذشته و نیز تهمت های بی شرمانه یک سال اخیر علیه منتخب دلسوزی است که از جنس خودشان بود و مورد بغض و کینه کسانی قرار دارد که هیچگاه از جنس مردم نبوده و نیستند و وجه همتشان تملق گویی مطرودین و منفورین ملت است.
5 ـ اکنون که در آستانه دور دوم انتخابات قرار داریم، شاهد هستیم که برخی ازکسانی که نمی توانند عناصر شکل دهنده مجلسی برخواسته از اراده و خواست حقیقی ملت و وکیل شایسته ای برای آنان باشند و خود را وامدار زیاده خواهان بریده از ملت کرده اند، به میدان رقابت راه یافته اند.
کسانی که تا چندی پیش بنا بود جبهه ای متحد را برای حضور در انتخابات شکل دهند، اکنون در منازعات قدرت طلبانه خویش، چنگ به روی هم می اندازند و هیچ حریم و حرمتی را پاس نمی دارند همانگونه که حریم و حرمت خدمتگزاران مظلوم مردم را زیر پای خود له کردند لکن به هوشمندی ملت ایران در شناخت این عناصر معتقدیم و بر همین اساس مردم را به حضور پرشور و انتخاب آگاهانه ی نامزدهای دارای صلاحیت لازم دعوت می نماییم و از آنجا که تعداد افراد دارای صلاحیت و شایستگی لازم را محدود یافتیم، امکان معرفی لیستی کامل برای ما وجود نداشت.
6 ـ در پایان تأکید می کنیم در شرایطی که استکبار به جنگ اقتصادی روی آورده و کارشکنان داخلی نیز با ایجاد اخلال در صدد القای اثرگذاری تحریم ها و نیز تخریب دستاوردهای کم نظیر قانون هدفمند کردن یارانه ها می باشند، وحدت و همدلی که با حضور متعهدانه و پرشور در انتخابات تجلی می یابد، ضروری به نظر می رسد.

از حدود یک سال پیش و با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، برخی سیاسیون، اصحاب قدرت، ثروت و باندبازی، برای آنکه بتوانند انحصارگرایانه، قدرت را در چنگ خویش بگیرند، موج تخریبی سنگینی را علیه دولت، رئیس جمهور و اطرافیان وی تحت عنوان مقابله با جریان انحرافی به راه انداختند.
این گروه زیاده خواه و انحصارطلب از یک سو به فعالیت های انتخاباتی زودرس خود شدت می بخشیدند و از سوی دیگر بر شدت تخریب ها، دروغ هال و تهمت های شرم آور خویش علیه یاران صدیق رئیس جمهور می افزودند تا جایی که هیچ حریم و حرمتی را پاس نداشتند و همه پرده های اخلاق و تقوا را دریدند.
از آنجا که هدف عمده این تخریب ها و تهمت ها، پیروزی در انتخابات مجلس نهم بود، خدمتگزاران ملت صلاح کشور و انقلاب را بر آن دیدند تا در مقابل این سیل مخرب سکوت پیشه کنند اما قطعا چیزی نبود که از حافظه ملت هوشیار ایران به این سادگی پاک شود.
اکنون که به فضل الهی انتخابات مجلس نهم با حماسه بی نظیر 12 اسفند پایان یافت و پوچ بودن همه آن ادعاها به اثبات رسید، صرفا جهت یادآوری، عبرت گیری و ثبت در تاریخ، گوشه ای از آن همه تهمت و دروغ را مرور می کنیم تا بر بخش کوچکی از مظلومیت های رئیس جمهور و دولت مظلوم و خدمتگزار واقف گردیم.
آنچه تقدیم می شود بدون ذکر نام گویندگان و بخش اندکی از آن همه تیترها و متن های زهرآگینی است که تنها مربوط به انتخابات می شود و مرور آنچه تحت نام مقابله با جریان انحرافی بر دولت رفت را به فرصت دیگری می سپاریم.
صرفا جهت یادآوری؛ بدون شرح:
جريان انحرافي براي تبليغات و پشتيباني مالي هر كدام از كانديداهاي مورد نظرش براي انتخابات مجلس مبلغ يك ميليارد تا سه ميليارد تومان و در مجموع 900 میلیارد تومان در نظر گرفته است
سی دی «ظهور نزدیک است» یک ترفند سیاسی است که با هدف تبلیغات انتخاباتی برای یک جریان انحرافی تهیه و در سطح گسترده ای توزیع شده است. تهیه کنندگان سی دی که از بی اعتمادی مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزیع گسترده آن ابتدا آقای دکتر احمدی نژاد را در اذهان عمومی همان «شعیب بن صالح» معرفی کنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و یا… با استناد به این که از افراد نزدیک به آقای احمدی نژاد و مورد وثوق و اطمینان ایشان هستند، لیست نامزدهای مورد قبول خود برای مجلس و یا نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهای مورد تایید حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!
از آن جایی که دولت مرتبط امینی در شهرستانها نداشت، حتی عوامل هیئت اجرایی خود را از زندانها انتخاب کرد و محکومین به زندان و کسانی که منتسب به جریان انحرافی بودند برای هیئتهای اجرایی انتخاب شدند
در حالیکه فائزه هاشمی رفسنجانی به دلیل توهین به مسئولان نظام به ۶ ماه
حبس محکوم شده بود، سعید تاجیک به جرم توهین به هاشمی رفسنجانی و فائزه
هاشمی به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سعید تاجیک به جرم توهین و فحاشی و استعمال الفاظ رکیک به هاشمی رفسنجانی و ایجاد مزاحمت برای دختر وی به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
در حکم محکومیت تاجیک آمده است: در خصوص اعتراض و تجدیدنظر خواهی آقای سعید تاجیک فرزند حسین از دادنامه شماره ۱۲۲۰ مورخ ۲۷/۹/۹۰ صادره از شعبه ۱۰۸۹ دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن نامبرده به اتهام توهین و فحاشی و استعمال الفاظ رکیک به آیتالله هاشمی رفسنجانی عضو خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و ایجاد مزاحمت نسبت به فائزه هاشمی با استعمال الفاظ رکیک و توهین و فحاشی در حرم عبدالعظیم(ع) شهر ری و اماکن اطراف آن که بابت توهین به آیتالله هاشمی به تحمل ۴ ماه حبس تعزیری و از بابت مزاحمت بانوان (برای فائزه هاشمی) به تحمل ۴ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق تعزیری محکومیت یافته است. با ملاحظه محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه تجدیدنظر خواه و اینکه از ناحیه ایشان ایراد و اشکال موجه و موثری که مسابق شقوق مندرج در ماده ۲۴۰ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری سبب بیاعتباری و در نتیجه نقض دادنامه صادره و رسیدگی بیشتر را فراهم نماید، مطرح نگردیده است. عمده مطالب آورده شده در لایحه اعتراضیه تکرار مطالب بدوی است بنابراین دادنامه بدوی از نظر رعایت اصول و تشریفات دادرسی و مبانی استدلال خالی از ایاد و نقص قانونی است. لذا دادگاه مستنداً به بند الف از ماده ۲۵۷ قانون مارالذکر ضمن رد تجدید نظرخواهی به عمل آمده دادنامه معترض عنه را عینا تایید مینماید. رای صادره به استناد ماده ۲۴۸ همین قانون قطعی است.
فائزه هاشمی دختر دوم آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز چندی قبل از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران به 6 ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی و فرهنگی محکوم شد.
علت محکومیت دختر هاشمی رفسنجانی مصاحبه وی با یک سایت ضدانقلاب بود. فائزه هاشمی در این مصاحبه ضمن توهین به برخی مسئولان، آنان را عدهای اراذل و اوباش و لات و رجاله خوانده بود.
فائزه هاشمی در این گفتوگو مدعی شده بود: "در زمان شاه این شعبان بیمخ و دار و دستهاش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجالهها و لاتها، با مخالفان خودشان برخورد میکردند. حالا هم متاسفانه همان ادبیات و همان روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزشها و این حرفها انجام میشود. اداره مملکت الان با همین رجالهها و اراذل و اوباش است."
بعد از این مصاحبه فائزه هاشمی رفسنجانی به دادگاه احضار شد و قرار بود جلسه رسیدگی به اتهامات وی یکشنبه ۲۳ مردادماه برگزار شود اما این جلسه به دلیل درخواست استمهال وکیل پرونده برای تدارک دفاعیه و موافقت دادگاه، به تاخیر افتاد.
شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی 13 دیماه سال جاری پس از گذشت حدود 4 ماه از پایان استمهال یکماهه فائزه هاشمی رفسنجانی، حکم محکومیت وی را به ریاحی وکیل او ابلاغ کرد.
براساس این حکم فائزه هاشمی به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام تنها به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد که این حکم با اعتراض وکیل وی روبرو شد و به همین دلیل پرونده وی به دادگاه تجدیدنظر رفت.
غلامعلی ریاحی وکیل فائزه هاشمی رفسنجانی امروز در گفتوگو با فارس گفته که پرونده موکل خود به دادگاه تجدیدنظر رفته اما هنوز نتیجه آن معلوم نیست و حکمی نیز ابلاغ نشده است.
فائزه هاشمی پرونده دیگری نیز به اتهام حضور در اغتشاشات خیابانی در جریان فتنه ۸۸ دارد که با اعلام جرم دادستانی تهران تشکیل شده بود.
روزنامه الأخبار لبنان به مناسبت سالروز این شهید بزرگ نهضت جهانی اسلام، به سراغ برخی مسئولان امنیتی ایرانی رفته و خصوصیات اخلاقی و جهادی این شهید بزرگ را از زاویه ارتباطش با ایرانی ها بررسی کرده. ترجمه کامل این متن جذاب را (که در آن، الأخبار اسامی مسئولان ایرانی را به دلایل امنیتی ذکر نکرده) با هم می خوانیم:

اکثر ایرانیانی که او را می شناختند، گمان می کردند او یک ایرانی است که در ایر ان به دنیا آمده و نام و پاسپورت ایرانی دارد. تعداد کمی هم که می دانستند او لبنانی است، او را با نام حاج رضوان می شناختند. تعداد کمی او را با نام حقیقی اش می شناختند: حاج عماد مغنیه. همان کسی که

دفتر محمدرضا رحيمي معاون اول رييسجمهور در نامهاي سرگشاده به اظهارات اخير احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي پاسخ داد

به گزارش ايسنا در متن اين نامه سرگشاده «با صلوات بر محمّد و آل محمّد» خطاب به احمد توکلي آمده است:
«سلام عليکم
از آغاز دولت نهم تاکنون جنابعالي و همفکرانتان با بهرهگيري از فرصتهايي که خداوند به واسطه ملت ايران براي خدمتگزاري در اختيار شما گذاشته است لحظهاي از تخريب دولت خدمتگزار فرو ننشستهايد و نيز بيش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رييسجمهور که در اين مدت جز به کار و خدمت براي پيشبرد امور کشور نيانديشيده لاينقطع ادامه دارد. طي اين مدت اصرار به ايشان براي پاسخگويي به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصيه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه ميشد، اما اينک که کار از شبههافکني به دروغپردازي رسيده و بيش از پيش موجبات تشويش اذهان عمومي را فراهم آوردهايد ناچار بايد به بخشي از دروغ سازيها پاسخ داده شود، شايد اين پاسخ مانع از گسترش اين رويه ناپسند و غيراخلاقي شود.
شما به عنوان رييس مرکز پژوهشهاي مجلس در مصاحبهاي با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان «بيان ناگفتهها از فساد يقه سفيدها» و فساد سيستمي و نظام يافته سخن گفتهايد که مورخ ٥ بهمن ١٣٩٠ در برخي ديگر از رسانهها بازتاب داشت؛ لذا متن زير را با توضيح اينکه جنابعالي و آگاهان از خواستگاه عبارت يقه سفيدها در اقتصاد سياسي آگاهي داريد به عنوان دلايل اثبات يقه سفيد بودن جنابعالي در ارتکاب فساد سيستماتيک در فرايند آموزش عالي و ساير ويژهخواريها براي خود و ديگر رفقايتان که با بهرهگيري از توهين، افتراء، نشر اکاذيب و به قصد تشويش اذهان عمومي در رسانههاي مکتوب و مجازي عليه دولت منتشر نمودهايد، بيان ميگردد و چنانچه نياز باشد همه مدارك و مستندات موجود نيز انتشار خواهد يافت.
جناب آقاي توکلي!
يکم- در بخشي از مصاحبه دروغ را منشأ همه بديها و کليد در اتاقي دانستهايد که سيئات را در آن گرد آوردهاند و با استناد به حديث شريف نبوي، معاون اول رييسجمهور را در خصوص مدرک تحصيلي متهم به دروغ نمودهايد، از همين آموزه ديني استفاده ميشود، که متاسفانه اظهار نظر خصمانه شما بر پايه دروغي بنا شده است که خود و دوستانتان ساختيد و پرداختيد و رسانههاي همسويتان را براي انتشار اين دروغ به ياري طلبيديد. چون کار را به جايي رسانديد که پاسخي در خور لازم داشت معاون اول رييسجمهور براي بر ملا شدن اين دروغ جمعيِِِِِِ شما و همدستانتان که چيزي شبيه مثل معروف «آي دزد ...آي دزد» بود، چارهاي نداشت جز آنکه از مجاري قانوني طرح شکايت کند و نتيجه شکايت در دادسرا و دادگاه نيز مجرم شناخته شدن اتهامزنندگان و مشخصاٌ آقاي الياس نادران نماينده مجلسشوراياسلامي بود. متن حکم محکوميت آقاي نادران به جرم «نشر اکاذيب» به شماره ٦٧ و کلاسه ٨٩ /٧٦ /١٠٣ ابلاغ شده که بر خلاف اظهار نظر کذب شما منع تعقيبي درخصوص اين پرونده صادر نشده است و موضوع در ديوانعالي کشور مراحل پاياني خود را طي مينمايد. در اينباره مراجعه به اسناد و مدارک خلافگويي جنابعالي را اثبات ميکند.
ما مظلومان هميشه تاريخ ، محرومان وپابرهنگانيم ، ماغير از خدا كسي رانداريم واگر هزار بارقطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم برنمي داريم.
وبلاگ زرسالاران را لينك نماييد حتما. با درج لوگو در وبلاگها و معرفي به ساير دوستان
بارها بر این نکته تأکید کردهایم که جنجال گسترده و تبلیغاتی درباره ماجرای بیاساس و موهوم جریان انحرافی، یک کار مدیریت شده از سوی هاشمی رفسنجانی و از عوامل اصلی و محرک جریان فتنه است
تحلیل رفتار سیاسی و قدرتگرایانه هاشمی رفسنجانی نشان میدهد که او امروز نیز مانند سال 1358 از حاشیهنشینی در حکومت و مؤثر نبودن در تصمیمگیریهای اصلی کشور به ستوه آمده است. او در آن هنگام با ارسال نامه بدون سلام خطاب به حضرت امام خمینی(ره) که به دستخط خودش نوشته شده و در سال 1388 با ارسال نامه بدون سلام به رهبر عزیز و حکیم انقلاب، تلاش گستردهای را به عمل آورده تا به هر طریق ممکن، موانع پیش روی خود را برای بازگشت به صحنه قدرت و تصمیمگیری هموار کند.
آن روز که رهبر معظم انقلاب، وی را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند، هاشمی رفسنجانی آن را جایگاهی مناسب برای ایفای یک نقش اصلی و اساسی در متن نظام ندید و کوشید تا به مجلس راه پیدا کند. او برای پیشبرد منویاتش، کرسی ریاست مجلس را نشانه رفته بود لذا خود را نامزد نمایندگی مجلس از تهران کرد اما شمارش آرا نشان داد که مردم تهران به وی پشت کردهاند و او را برای نمایندگی مجلس قبول ندارند. با این همه او دست از سیاست ورزی برنداشت و از رهگذر انجام فعالیتهای حزبی و سیاسی کوشید نقش خود را در فرایند تصمیمگیریها برجسته سازد به گونهای که توانست برخی از عوامل و همفکرانش را وارد دولت خاتمی کند و بر حوزه نفوذ و اقتدار خویش در مدیریت کشور نیز بیفزاید.
هاشمی رفسنجانی، انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 را فرصتی برای میوه چینی تلاشهایش میدانست و بر این باور بود که شرایط برای بازگشت او به عرصه قدرت و تصمیمگیریهای اصلی کشور فراهم شده است و البته اگر احمدینژاد با هوشمندی، درایت، شجاعت و بیتوجهی به تهدیدها و هشدارهای پیدا و پنهان و برای احیای گفتمان انقلاب اسلامی، وارد عرصه انتخابات نمیشد، او به زعم خود، کار را تمام شده میدانست و در عمل نیز چنین بود زیرا هیچ رقیب جدی دیگری برای خنثی کردن تلاشهای هاشمی و کنار زدن وی از صحنه انتخابات به چشم نمیآمد.
احمدینژاد به مانند خاری در گلوی او گیر کرد و طرحها و نقشههایش را به هم ریخت. پیروزی قاطع احمدینژاد بر هاشمی رفسنجانی و قرار گرفتن یک شخصیت متدین و وفادار به ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی، مردمی، تحصیلکرده، امتحان پس داده و برخوردار از کارنامههای درخشان عملکردی بر کرسی ریاست جمهوری، کار را بر هاشمی رفسنجانی بسیار سخت کرد و او کینه احمدینژاد را به دل گرفت و برای تخریب و تضعیف او و دولتش هر چه در توان داشت به میدان آورد. موج سنگین و گسترده تخریب، دولت احمدینژاد را آبدیده و مقاوم کرد و او پاسخ تخریبها را با تلاش و مجاهدتی خستگیناپذیر در پیشرفت و آبادانی کشور و خدمت بیمنت به مردم داد.
عوامل و سرسپردههای هاشمی رفسنجانی در مناصب قدرت از جمله در مجلس شورای اسلامی، تمامی اهتمام خود را در جهت بحرانسازی و مسئله آفرینی برای دولت نهم به کار بستند و کوشیدند اذهان عمومی را علیه دولت و شخص رئیس جمهور مشوه سازند اما خدمات گسترده و عظیم صورت گرفته از یک سو و ارتباط نزدیک آقای احمدینژاد و همکارانش با مردم از سوی دیگر، قدرت و ثروت کشور را افزایش داد و مردم طعم شیرین حاکمیت دولت ارزشی و انقلابی را در کام خود احساس کردند و همین امر کافی بود تا تلاشهای انتقامجویانه علیه دولت بینتیجه بماند. مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری مهر تأییدی بر رویکرد موفق دولت نهم برای گسترش مشارکت سیاسی مردم بود.
هاشمی رفسنجانی میدانست که او به تنهایی قادر به مقابله با دولت احمدینژاد و به زیر کشیدن او از قدرت نیست، لذا میرحسین موسوی یعنی نخستوزیر امام(ره) را به مثابه یک ترشی کهنه و جاافتاده وارد عرصه رقابت با آقای احمدینژاد کرد. او بر این باور بود که با استفاده از مطلوبیت نسبی موسوی و به خدمت گرفتن ابزار رسانهای اصلاحطلبان، میتواند شخصیت سترگ احمدینژاد را با استفاده از فرصت تبلیغات انتخابات تخریب و انتقام شکست سنگین 4 سال قبل خود را از وی بگیرد.
او و همکارانش مصمم بودند که در صورت بازنده شدن در انتخابات، بازی را به هم بزنند و اجازه ندهند روند حاکمیت دولت ولایی احمدینژاد استمرار پیدا کند. آنها تصور میکردند که با برهم زدن بازی و ایجاد چنددستگی در جامعه میتوانند نظام را مجبور به پذیرش خواستههای خود کنند اما غافل از آن بودند که رهبر بصیر و حکیم انقلاب و رئیس جمهور احمدینژاد، دست آنها را از قبل خواندهاند و راه خنثی کردن این تلاشها را بهخوبی میشناسند. هرچند حوادث پس از انتخابات برای نظام و ملت ایران هزینههایی در بر داشت اما در عین حال مهرههای هاشمی رفسنجانی را سوزاند و او را در شرایط دشوارتری قرار داد.
به رغم حوادث پس از انتخابات و درس عبرتهایی که این حوادث برای هاشمی، خاندان، دوستان و نزدیکان وی داشت، اما او نشان داده است که حاضر به رها کردن صحنه نیست و همچنان به روند مزاحمتهای خود برای حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش ادامه میدهد. او نشان داده است که کینهای عمیق از احمدینژاد به دل گرفته است و او را عامل اصلی همه شکستهایش میشناسد و از هر فرصتی برای ضربه زدن به وی استفاده میکند.
آنگاه که رهبر فرزانه انقلاب در نامهای خصوصی به دکتر احمدینژاد، توصیه به کنارهگیری مهندس اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهور را فرمودند، هیچگاه
بسم الله الرحمن الرحیم


33 سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی ایران می گذرد و این خورشید هر روز فروزان تر از دیروز بر جهان ظلمانی، نور افشانی میکند. به گواه تاریخ، انقلاب ما سرشار از لحظات سرنوشت ساز و تعیین کننده بوده و هر چه بر عمر بابرکت آن افزوده گشته، میزان تاثیر گذاری این برهه های حساس بیشتر شده است.
اکنون نیز ما در برابر یک مقطع حساس و سرنوشت ساز دیگر قرار گرفته ایم، ضمیر پاک، ذهن آگاه و چشم بصیر شما مردم بهتر از هر تحلیل گری می تواند مختصات این برهه خاص را ترسیم کرده و بر میزان تاثیرگذاری آن در سرنوشت و آینده کشور صحه بگذارد.
در این میان سپهر سیاسی کشور شاهد حضور احزاب و گروه هایی است که برای فتح مجلس نهم تجهیز شده اند و با طراحی اقسام سناریوهای خاص سعی دارند بر تفکر اصیل انقلاب چیره شوند. قطعا ذهن شما هم مثل بسیاری دیگر به دنبال پاسخ این پرسش است که در این تنگنای حساس و تاریخی چه باید کرد؟ آنچه ما به عنوان جبهه خودجوش و کاملا مردمی "حامیان دولت اسلامی" یافته ایم به این قرار است.
1- از آنجا که همه گروه ها و احزاب در یک پیمان نانوشته کمر به تضعیف دولت احمدی نژاد به عنوان عصاره اراده مردم و بازوی توانمند ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب اسلامی بسته اند، بر ما فرض است که از ثمره خواست خود دفاع کنیم. با توجه به اینکه این دفاع نمی تواند در انفعال معنا پیدا کند لذا بر ماست که مانند آنچه در تیر 84 و خرداد 88 رقم زدیم، باز هم خود به میدان عمل وارد شده و جبهه عدالت طلبان را در معرض انتخاب قرار دهیم.
2- توجه به این مهم که دولت حق دخالت مستقیم در انتخابات را ندارد مسئولیت ما مضاعف می شود، اینجاست که نقش آفرینی نخبگان ناشناخته ، شایسته و مظلوم حامی دولت اسلامی دارای اهمیت می گردد. جبهه حامیان دولت اسلامی با توجه به ظرفیت های عظیم مردمی، باید با معرفی هر آن کس که دارای صلاحیت های لازم برای ورود به صحنه رقابت انتخابات مجلس است، عرصه حضور خود را معنا ببخشد. این بدان معناست که:
الف- هر کس خود را وامدار گروه های متصل به کانون های قدرت و ثروت نکرده و در دایره حامیان دولت اسلامی قرار گرفته، می تواند با نشان حمایت از رئیس جمهور مردمی و عدالت خواه به صف نامزدهای انتخابات بپیوندد. به عبارت دیگر خط قرمز حامیان دولت اسلامی و جبهه مردمی عدالت طلبان عدم ورود به گروه های سیاسی چون اصولگرایان، اصلاح طلبان، فتنه گران و جبهه جعلی احمدی نژادی ها یعنی جبهه پایداری است.
ب- بر اساس این پیش فرض ها، از تمام حامیان واجد شرایط دعوت می کنیم به صورت فراگیر و بدون توجه به محدودیت ها و ملاحظات برای انتخابات مجلس نهم ثبت نام کنند. سپس افرادی که از مرحله تایید صلاحیت عبور کردند با یافتن یکدیگر و اتصال به مردمِ طرفدارِ دولتِ اسلامی، خود را برای رقابت با احزاب و گروههای نشان دار آماده کرده و با استفاده از همان ظرفیتی که احمدی نژاد را در انتخابات 84 و 88 به پیروزی رساند، برای کسب آرای مردم تلاش خواهند کرد. یادمان باشد آنچه یوم الله 3 تیر و 22 خرداد را رقم زد ما مردم بودیم نه کس دیگر!
3- با این توضیح می توان از سد انفعال و یا انتخاب اجباری گذشت و منتخبانی را به مجلس فرستاد که وامدار هیچ کسی جز آرای مردم نخواهند بود.
4 - برای جبهه حامیان دولت اسلامی و کاندیداهای آن ، پیروزی در انتخابات ، اصل اول نیست ، بلکه آنچه در درجه نخست اهمیت است ، حضور باشکوه و نمایش عظیم اراده مردمی و حمایت از دولت عدالت خواه برآمده از خواست پابرهنگان است ، و البته اِنَّ الله عَلی نَصرِهِم لَقَدیر (آیه 39-سوره حج)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|